تبلیغات
آرمان شهر - چیست پرسش؟ درد را شیون زدن
آرمان شهر
ترکیبی از شعر درون،تاثیر بیرون،شور اکنون و امید فرداست...
 
تاریخ : 1392/12/17 | نویسنده : درویش
آفتاب آمد دو چشمم باز شد ؛ باز تکرار همان تکراره ها

چند و چون و کی کجا آغاز شد ؛ پرسش صد باره ی صد باره ها

دیدگانم پُر ولی دستم تهی ؛ من نمی دانم کجایم کیستم

آتش حیرت به جانم ریختی ؛ من خلیل آزمونت نیستم!

.......   .......   .......   .......   ........   ........   ........   ........   .......

این " اندرون پرسشگر" بخشی از فطرت الهی است که خدا در ژرفای وجود همه ی بنی آدم مستقر کرده است. این شوق دانستن و عطش یافتن که در قالب پرسش های حقیقی ظهور می کند، یکی از عظیم ترین نعمت های الهی است که در اندرون آدمی تعبیه شده است برای پیدا کردن راه خانه ؛ برای بازگشت به عهد نخست ؛ برای رفتن به دوران کودکی ؛ برای یافتن آن بدایت ها ؛ آن روز  آغازینی که خدا همه ی آدمیان را _ که خیلی خیلی ریز و کوچک بودند _ یک جا جمع کرده بود و برای این که وقتی از خانه برون می شوند و به خاکزارها می روند و سرگرم بازی و شیطنت می شوند، راه خانه را گم نکنند ، با یک پرسش شگفت انگیز _ که به اعماق جانشان نفوذ کند _ به آنان چنین تلقین می کرد:

-         آیا من پروردگار شما نیستم؟!

-         و این بچه های شیطان و بازیگوش یکصدا فریاد می زدند: چرا ، چرا !


و درحالیکه سر و صدا می کردند و می خندیدند و مسخره بازی در می آوردند، توی صف ایستاده و منتظر بودند که نوبتشان فرا رسد و قدم به پهنه زمین و عرصه زمان نهند و سرگرم بازی زندگی شوند.

آدمیان در بازی زندگی چنان سرگرم شدند که پرسش خدا را در عهد نخست و پاسخ خود را فراموش کردند، و هرچه در جریان این بازی پیش رفتند، چنان در لذت و سُکر ساختن ابزارها و ادوات این بازی فروشدند که شب تاریک فرا رسید و آنان راه بازگشت به زندگی را گم کردند.

در میانه ی این تاریکی، آنان که به یاد خانه و زندگی افتادند، درد تاریکی و تنهایی و غربت را فریاد زدند و شیون کردند و کمک طلبیدند و راه جستند. این فریادها، شراره های طلب و جستجو و پرسیدن بود که در دل تاریکی می جهید و ظلمت زمخت و ستبر را می شکافت.

این شراره ها شراره های پرسش بود. پرسش از راه، راه بازگشت به خانه. خانه امن و امان عشق و دوست داشتن. دوست داشتن بوی آغوش خدا...

* قسمتی از کتاب "شمسِ تبریزیِ پرسش" نوشته ی دکتر نصرالله حکمت

متن این کتاب، ادبی ساده و محتوایش اصول پیش فلسفی ساده و قابل فهم است.

مطالعه ی این کتاب را به شما عزیزان پیشنهاد می کنم...





طبقه بندی: قلم با ادب!، 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه