تبلیغات
آرمان شهر - در سِلک ما،لباس برای دریدن است
آرمان شهر
ترکیبی از شعر درون،تاثیر بیرون،شور اکنون و امید فرداست...
 
تاریخ : 1392/09/26 | نویسنده : درویش
"هیئت تمام شد، همه رفتند و تو هنوز ؛ یک گوشه ای نشسته ای و گریه می کنی..."


.........................
تمرین لب مکیدن من،لب گزیدن است ؛ حسرت،مقدمات به جانان رسیدن است

هرچند خلق دوخته اش را کُند پسند ؛ در سِلک ما لباس برای دریدن است

دیدی که منت تو بدون رقیب نیست ؛ گیسو و آه نیز برای کشیدن است

بگشای خاک خویش و سرت را ز من بگیر ؛ گوهر که رو شده است برای خریدن است

دل در هوای آن لب صد بند می پرد ؛ از روی بند کار پرنده پریدن است

قدری به من برس که ز ره سخت خسته ام ؛ هرچند باغ دردم و کارم رسیدن است

در حیرتم که چوب چرا نی شکر نشد ؛ آیا نه اینکه کار لبت آفریدن است
.
.
.
در آتش تو هستی من بی قرار شد ؛ اسفند را معاشقه از خود جهیدن است

ذوق تکلم از دهنم آب می برد ؛ اما هنوز شوق دلم در شنیدن است...
                                                                                                         _استاد محمد سهرابی_




طبقه بندی: سروا، 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه