تبلیغات
آرمان شهر - کی خوابه کی بیداره؟!
آرمان شهر
ترکیبی از شعر درون،تاثیر بیرون،شور اکنون و امید فرداست...
 
تاریخ : 1392/09/7 | نویسنده : درویش
نه برای این افسوس می خورم،که 20% به 5% کاهش یافت
نه برای این داد می زنم که 200 کیلوگرم را باید اکسید کنیم،یعنی نابود کنیم
نه برای این به غرورم بر می خورد که می توانند بازدید روزانه داشته باشند و هروقت دلشان خواست بروند به "نطنز" و "فردو"
نه برای این احساس حماقت می کنم که سانتریفیوژ های جدید را نمی گذارند نصب کنیم و قبلی ها را به قبلی ترشان تنزل دهیم
و نه برای هیچ یک از آن جملات دیگر در آن "چهار برگ" لعنتی.

بلکه سعی میکنم از صمیم قلب به جناب رئیس جمهور و تیم دیپلماتیک اش تبریک و خداقوت بگویم.

این ماجرا، بهانه ی تلخ ولی خوبی است که یکبار دیگر مرور کنیم آنچه که باید می کردیم و نکردیم،دولت مردان و مردمی که با تمام مشکلات شان می توانستند و باید، به آرمان های معقول خود برسند،آرمان های 35 سال پیش...

به عقیده بنده، بحث غرور ملی و شعارهای دینی و ملی ما در یک طرف معادله است و اما احتمالا، تحلیل های پشت پرده سران نظام از روند حرکت کشور و بحران های جامعه و روحیه واقعی و فراگیر همه ی مردم (همه ی مردم یعنی 70 میلیون نفر در همه جای این سرزمین!) و آستانه ی تحمل مادی و معنوی کشور و فاصله ی واقعی (و نه شعارگونه) شعارها و اهداف جمهوری اسلامی و جایی که قرار دارد؛و پرونده ی داغ ایران در شورای امنیت سازمان ملل(!) و از این دست مسائل، باعث اصلی این مذاکرات بوده است.  

در یک کلام،جناب آقای ظریف و کلیت دولت تدبیر و امید،"مجبور" به مذاکره ای شدند که ناشی از ضعیف بودن یا حداقل، به اندازه کافی قوی نبودن جمهوری اسلامی ایران در برابر استعمارگران همیشگی دنیا است.
وگرنه پرونده انرژی اتمی ایران بهانه ای بیش نیست و امریکا و اسرائیل و فرانسه و انگلیس و... که ده ها و صدها کلاهک اتمی دارند و خودشان به هند و پاکستان بدون هیچ گونه گروکشیِ شورای امنیت و تهدید به جنگ، تکنولوژی غنی سازی و بمب اتم را داده اند، از ایران هسته ای نمی ترسند! (البته این وسط پروفسور عبدالسلام هم عَلَم می کنند که یک عده را خر کنند...وگرنه آن ها پروفسورهای وطنی را خواهند کُشت! ، به یاد شهریاری و علی محمدی و احمدی روشن ها...)
اکنون دو سوال مهم مطرح می شود:
استعمار نوین چه نقشه ای برای ایران دارد؟

هدف نهایی استعمار تعلیق کامل غنی سازی ما نیست.بلکه ذات ظالمانی از آن جنس، چیزی نیست جز اینکه "ایران" هم تبدیل بشود به خیل عظیم کشورهای مستعمره ی نوین،به آن هایی که نباید در دایره المعارف مردم سرزمینشان کلمات "خودباوری" و "استقلال" و "اعتماد به آیین خود" جایی داشته باشد. و این روند را پله پله انجام می دهند: گام اول، مذاکره ناخواسته. گام دوم، خواندن برنامه ها و نقشه های کشور مقصد. گام سوم، چیدن نقشه ی راه برای ایران.  گام چهارم،فشار وارد کردن از راه تطمیع داخلی ها یا تهدید کشور یا تحمیق عوام به حرکت در خانه های چیده شده خودشان. گام پنجم، متکی کردن و ایجاد حس عدم استقلال و اعتماد به نفس. از این به بعد روند با سرعت بیشتری انجام خواهد شد:  گام ششم، کاپیتولاسیون (به روند شورای لویی جرگه کشورِ بدبخت افغانستان نگاه کنید) گام هفتم : تجاوز و ایجاد حس انسان نبودن در مردم آن کشور...تجاوز... تجاوز از هر حیث ممکن.
اصلا تعجب نکنید. فقط کافی است کمی به تاریخ نه چندان دور نگاهی بیندازید.(یادمان نرفته است، حمله عراق در خلال جنگ تحمیلی به زنان و دختران در سوسنگرد... حمله امریکا به ویتنام و افغانستان و عراق و جنایت هایش... حمله شوروی در حدود 100 سال پیش به حرم مطهر امام رضا(ع)... جنایات صد ساله امریکا و انگلیس و فرانسه و ... در کشورهای افریقایی)

چرا ما ضعیف هستیم؟!
پیش رفت در زمینه های مختلف علمی،از جمله بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی و هوافضا و سلول های بنیادی و ...و صنایع موشکی و دفاعی و پیش رفت های سیاسی(گسترش روابط و ریاست کشورهای عدم تعهد و صدور انقلاب و...) و پیش رفت های عمرانی و گسترش مجالس دینی و فرهنگی و... درست،
ولی ما ضعیف هستیم...به چراغ روشنِ این کشور قسم که این ها دوای درد ما نیست.


شما بگویید چرا ما ضعیف هستیم؟!


1) تسلیت به همه ی مردم ایران برای مصیبت برازجان و بوشهر. و برای آمرزش کشتگان و بهبود مجروحان و آرامش بازماندگان دعا می کنیم. و از خداوند می خواهیم ما را از عذاب خود در امان بدارد...

2) فیلم "استرداد"  آقای علی غفاری توصیه می شود...(اگر از لحاظ تاریخی هم مشکلی داشته باشد،کلیت فیلم و نحوه رفتار "استعمار" درست بوده و هست و این درد به شکلی دیگر همچنان ادامه دارد...)




طبقه بندی: وقایع اتفاقیه، 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه