تبلیغات
آرمان شهر - روضه
آرمان شهر
ترکیبی از شعر درون،تاثیر بیرون،شور اکنون و امید فرداست...
 
تاریخ : 1392/08/22 | نویسنده : درویش
دهنی بسته و توفیق فغانم دادند

یک فلک ناله و یک حلقه دهانم دادند

                       جوهر درد ، متاعی است که هر جایی نیست

                       از چنین جنس ، در این کوچه دُکانم دادند

                                            جگر و چشم و سر و دست بگویند حسین
                                              ای عجب یک دهن و چند زبانم دادند     
  _استاد محمد سهرابی_


ما کجا و سخن از "اباعبدالله" کجا...

فرمایشی از پیر ما،حضرت حاج آقا مجتبی تهرانی(رحمه الله علیه)، یکی از همان دریچه های مصباح الهدیِ حسین(علیه السلام) بود برایمان :
(بیست و چهارم آذر ماه 1389)

اگر دین و دنیا جا به جا شود،به این معنا که پول و ریاست هدف شده و دین وسیله رسیدن به آن ها شود،معنایش این است که دین به بازیچه گرفته شده است.در آیه ای که دارد این مطلب را توصیف می کند می فرماید: "کسانی هستند که برای اینکه به دنیا برسند،دینشان را به سخره گرفته اند.این ها فریب خوردگان دنیا هستند._اعراف،51_  برای همین است که امام حسین وقتی وارد کربلا می شود این جملات را می گوید که برگرفته از آیه ی قرآن است: "مردم بندگان دنیا هستند و دین تنها لقلقه ی زبان آن ها است."در آیه داشت: "لهو و لعب"، دین را بازیچه گرفتند؛و در کلام حضرت دارد : دینشان مانند یک خوراکی لیسیدنی و مکیدنی است که در دهان می گذارند و بیهوده می گردانند.دین فقط سر زبان ها است،کاربرد دین این شده است.لذا دین را فقط در جایی که به نفعشان باشد و دنیایشان را تامین کند به کار می برند و هرجا که در سختی و تنگنا قرار می گیرند،دین داری را رها می کنند و شمار متدینین بسیار اندک می شود.

امام حسین دنبال این بود که به جامعه "روش" بدهد و بر اثر روش دادن،برای مردم "بینش" پیدا شود.وقتی بینش و بصیرت پیدا شود،مردم خودشان حق را از باطل تمییز می دهند و بعد هم حق را انتخاب می کنند.چون حق طلبی یک امر فطری است و انتخاب آن زحمتی ندارد.(در ذائقه ی حیوانی حق تلخ و در ذائقه الهی شیرین است.) لذا امام حسین شب عاشورا خطبه خواند و بعد هم گفت:هرکه می خواهد برود،برود!
اجازه مرخصی هم داد،اما کسی نرفت.یاران حسین کسانی بودند که "روششان" اسلامی بود؛یعنی چون بینش داشتند و می توانستند حق را از باطل تمییز بدهند،تا آخرین نفس با حق ماندند... 



"اشتَدَ عَطَشُ الحُسَینِ فَدَنا مِنَ الفُراتِ لیشرِبَ" ؛عطش امام حسین زیاد شد و به سمت فرات رفت تا کمی آب بنوشد. " فَرَماهُ حُصَینُ بنُ نُمَیر بِسَهم فَوَقَعَ فی فَمِهِ" ؛خبیثی آمد و تیری به سوی حضرت انداخت که به دهان حضرت اصابت کرد... " فَجَعَلَ یتلقی الدَمَ بِیَدِهِ وَ رَمَی به الی السماءِ" ؛حضرت خون ها را با دست گرفت و به آسمان پاشید... " ثم حمدالله و اثِنی عَلیهِ" ؛حضرت ابتدا حمد و ثنای خدا را گفت و بعد فرمود: "اللهم اِنی اَشکو الیکَ ما یصنَعُ بِا بن بِنتِ نبیک" ؛خدایا من از این رفتاری که این ها با پسر دختر پیغمبرت دارند به تو شکایت می کنم. حضرت جایی باقی نگذاشت که این ها بتوانند در اسلام حسین(علیه السلام) شبهه کنند. بعد گفت: "اللهم احصِهِم عَدَدا" ؛ خدایا،یکایک آن ها را بشمار تا کسی از حساب نیفتد؛ "و اقتُلهُم بَدَدا" ؛خدایا تک تکشان را بکش؛ " و لا تَبقِ منهُم اَحدا". احدی از این ها را باقی مگذار...  





طبقه بندی: وقایع اتفاقیه، 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه