تبلیغات
آرمان شهر - برده (1)
آرمان شهر
ترکیبی از شعر درون،تاثیر بیرون،شور اکنون و امید فرداست...
 
تاریخ : 1391/10/11 | نویسنده : درویش

و چه سخت است اگر بخواهی عبد باشی و نتوانی... که این نفسِ بدکاره و ابلیس رانده شده و شیاطین دنیا، هریک به نحوی مانع اند.

گمانم وجودمان نیاز به جراحی دارد...

جراحی بدون بیهوشی...

درد دارد...

دوران نقاهت بعد از عمل دارد...

زندگی روزمره را به هم می ریزد...

شاید حتی زیر تیغ ، جان دهیم...

شکل تمام شهرتان را به هم می ریزد... تصور کنید که هرکس، خونی درگوشه ای با یک تیغ جراحی افتاده است و در حال خارج کردن ‎غده ای از بدن خویش است!!!

تمام شهر نیاز به جراحی دارد.

چه اوضاع به هم ریخته ای خواهد شد هنگام ظهور،شاید خیلی ها بگویند: آشوب جهانی!

خداوند می خواهد به وسیله تنها انسانی که می تواند، همه را بیدار کند، همه ی عالم را، همه ی همه... همه باید به میدان بیایند و تکلیف خود را با خدای عالم روشن کنند،کاملا زور است! مثل قیامت...

اینجاست که فریادِ برای چه آفریدی مرا، بلند خواهد شد... 

 او (انسان) بسیار ظالم و جاهل بود - احزاب/72 -  


پی نوشت: حضرت استاد، بیست و سوم رمضان امسال‏،مسجد جامع بازار... چقدر بعد از این چند جمله شان احساس كردم،دیگر ایشان را نخواهیم دید،نه در بازار و نه در كوچه ملكی و نه در هیچ جای دیگر... یتیم شدیم.

مرجعیت به کنار  اجتهاد به کنار  اخلاق به کنار  عرفان به کنار
چهل سال پیش نوحه ای شنیدم که هنوز جگرم رو سوزانده
امشب بر خلاف رویه ام می خواهم نوحه بخوانم
همان سه بندی که جگرم را سوزاند
 

در وسط کوچه تو را می زدند...





طبقه بندی: قلم با ادب!، 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه