تبلیغات
آرمان شهر - خون خدا
آرمان شهر
ترکیبی از شعر درون،تاثیر بیرون،شور اکنون و امید فرداست...
 
تاریخ : 1391/08/25 | نویسنده : درویش

صلی الله علیک یا اباعبدالله...


باز مُحرم شد و دل ها تپید...



پی نوشت:

"شد پایمال خال و خطت،آبروی چشم  

از شیر شد تُهی و پر از خون،سبوی چشم

شد صرف نحوه نگهت،گفتگوی چشم  

گفتی بسوز در غم من،ای به روی چشم

تا می درم لباس،بپا كن شرار را"

پی نوشت:

تو می رفتی و می دیدم که چشمم تیره شد کم کم
به صحرایی سراسر از تو خالی‏،خیره شد کم کم

تو را تا لحظه ی آخر نگاه من صدا می زد
چراغی شعله شعله زیر باران دست و پا می زد...






طبقه بندی: وقایع اتفاقیه، 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه