تبلیغات
آرمان شهر - از نهر تا بحر
آرمان شهر
ترکیبی از شعر درون،تاثیر بیرون،شور اکنون و امید فرداست...
 
تاریخ : 1391/06/17 | نویسنده : درویش
سلام
مطلبی است از آقای "محسن یزدی" که بدون تغییر قرار می دهم...
برای آرمان فلسطین و برای اسلام بدون مرز و برای ایران عزیزم:

کشته شدن راشل کوری و تبرئه شدن قاتلش در دادگاه اسراییل از دید رسانه های ما دور ماند چون گمان می‌کنند فلسطین فقط همان کلیشه نخ نمایی است که جز در مناسبت ها آن هم با برنامه‌های توهین آمیز به شعور مخاطب، محلی از اعراب ندارد.
برای ما که عادت کرده ایم تصویر روتین، کلیشه و نخ نمایی از فلسطین در رسانه ها ببینیم و بشنویم اصل این خبر، خبر عجیبی است. طبیعی هم هست چراکه چشم مان به فیلم های بی کیفیت مسجد قبه الصخره و زنان گریان خو گرفته و گمان می کنیم همه فلسطین و آرمانش همین است.
برای مخاطبی که 30 سال است از کل فلسطین و آرمانش فقط همین چند تصویر را دیده، طبیعی است که خبر کشته شدن یک دختر آمریکایی در غزه آن هم زمانی‌ که خواسته است از تخریب خانه یک خانواده فلسطینی توسط بلدوزر اسراییلی جلوگیری کند، عجیب است.
دختری که در نامه هایی به مادرش دفاع مسلحانه را حق فلسطینیان دانسته و در زمانه ای    
که دفاع بدون خشونت و بدون اسلحه برای سرکوب مقاومت گروههای فلسطینی تبدیل به اصل
شده آن را راهکار مبارزه با اسراییل دانسته است.
مخاطب ما با شنیدن این خبر از خود می پرسد مگر فلسطین و آرمانش فقط متعلق به ایران و نهایتا مسلمانان نیست؟ چطور یک دختر بیست و چند ساله که در تمام عمرش از رسانه ها، مظلومیت ساکنان معصوم اسراییل و تروریست های فلسطینی را شنیده، خانه و زندگی را رها کرده و در شرایط نامناسب برای رساندن صدای مظلومیت ملت فلسطین تلاش کرده است؟
مخاطب ما نمی داند که این اتفاق نه یک بار بلکه بارها در دنیا افتاده و می افتد... 

دنیایی که اگرچه تحت سیطره شدید رسانه های مستکبر و هالیوود و... است اما آزادگان جهان اعم از هنرمندان، خبرنگاران و اشخاص صاحب شهرت نیز درباره فلسطین اظهار نظر می کنند، کمپین درست می کنند، تجمع می کنند و حتی برخی از آنها جان خود را برای رساندن پیام مظلومیت مردم غزه به خطر انداخته و می اندازند و حتی تعدادی از آنها در این راه به شهادت رسیده اند.

امروز کاروانهای زیادی از گروههای مردمی اروپایی، آمریکایی و آسیایی برای کمک به مردم غزه تشکیل می شود و افراد بسیاری با شور و شوق و با هزینه های شخصی در این راه فعالیت می‌کنند و در تجمعات اعتراضی شان(درباره هرچیز که باشد) پرچم فلسطین را با خود حمل می کنند.

اما باز در ایران داستان همان داستان قبل است. فلسطین در دستگاه تبلیغی ما فقط روز قدس است. دو روز مانده به روز قدس همه بسیج می شوند تا با کلیشه ها مردم را برای شرکت در راهپیمایی تهییج کنند و دست آخر هم وقتی مردم پای کار می آیند آن را به پای خودشان می نویسند.

از همین الان می توان برنامه صدا و سیما، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، دستگاههای تبلیغی مربوط، روزنامه ها، خبرگزاری ها، سایت ها و... برای روز قدس 10 سال دیگر را پیش بینی کرد همانطورکه سال 91 با سال 81 یا سال 71 یا 61 و... فرقی نکرده است.

اما این اتفاقات مهم از دید رسانه های ما دور می ماند چون تبلیغاتی های ما هم گمان می کنند فلسطین فقط همان ماجرای کلیشه و نخ نما است و جز در مناسبت های مشخص جذابیتی ندارد. در صورتیکه اگر به جهت خبری هم به ماجرای راشل کوری نگاه کنیم می بینیم که این ماجرا اتفاقا جذابیت خبری زیادی دارد.

«دختر آمریکایی که قصد دفاع از یک خانواده فلسطینی را داشت در زیر شنی یک بلدوزر غول پیکر اسراییلی له شد. 10 سال بعد دادگاه اسراییل علیرغم تلاش فراوان خانواده این دختر برای احقاق حقوق خود، رژیم صهیونیستی را در این پرونده تبرئه کرد.»

واقعا چه خبری از این بالاتر می تواند باشد؟!

دیروز این دادگاه برگزار شد اما خبری یا تحلیلی یا ویژه برنامه ای از آن ساخته نشد و اصلا دیده نشد. چون از نظر ما خبر فلسطین وقت و موقع و چارچوب مشخصی دارد.

و اتفاقا این درد ما است...

رسانه های جهان از اتفاق نیفتاده قهرمان می سازند و ما قهرمانان خود را سانسور می کنیم. قهرمانانی که در عرصه رسانه و جنگ نرم می تواند کوس رسوایی حیوانات بشر نما را به صدا درآورد. کسانی امروز مسلمانان و ایران را به نقض حقوق بشر محکوم می کنند که امروز قاتل یک دختر جوان را به راحتی تبرئه می کنند. دختری که تبعه کشوری است که مدعی است حقوق تمام شهروندان خود را در تمام دنیا پیگیری میکند اما این ادعا هم نقض می شود و زمانی که پای اسراییل به میان می آید تمام این قواعد رنگ می بازد.

برادران عزیز ما از صدا و سیما و رسانه ها و دستگاه های تبلیغی باید بدانند مصادیق تهاجم نرم به دشمن، پرداختن به همین هاست. زدن سایت های متعدد و نوشتن کتاب های قلنبه و سلنبه و همایشهای پر طمطراق و میزگرد ها راهی برای ما باز نکرده که اگر کرده بود باید شاهد اتفاقات مهمتری می بودیم.

حداقل اینکه اخبار این اتفاقات را منعکس کنیم و چند کار مستندی که در دنیا در این باره تولید شده را ترجمه کنیم و به مخاطب عرضه کنیم و خواسته یا ناخواسته قهرمانان مان را سانسور نکنیم؛ کاری که سال هاست رسانه ها و دستگاه های تبلیغاتی مان کرده اند.


و اتفاقا همین درد ماست...




طبقه بندی: وقایع اتفاقیه، 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه