تبلیغات
آرمان شهر - آه،چه خسته ام!
آرمان شهر
ترکیبی از شعر درون،تاثیر بیرون،شور اکنون و امید فرداست...
 
تاریخ : 1391/01/30 | نویسنده : درویش

گفتم: دلم گرفته!

گفتی: "باید به فضل و رحمت خدا شادمان شوی" (یونس/58)


گفتم: دیگه هیچکس رو ندارم!

گفتی: "از رگ گردن به تو نزدیک ترم" (ق/16)


گفتم: انگار من رو فراموش کردی؟

گفتی: "مرا یاد کن تا تو را یاد کنم" (بقره/152)


گفتم: خسته ام!

گفتی: "هرگز از رحمت خدا ناامید مباش" (زمر/53)


گفتم: تا کی باید صبر کرد؟

گفتی: "و تو چه میدانی؟ شاید آن ساعت بسیار نزدیک باشد" (احزاب/63)


و من بسیار اندوهگین و مضطرب بودم و هی گفتم،گفتم،گفتم....

 و تو جواب دلم را با "کتابت" و چشمانم را  با "آسمانت" دادی ، تا آرام گردم...





طبقه بندی: قلم با ادب!، 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پیوند های روزانه